حجم محدود
  
 نظرات- مقالات - خاطرات شخصی شخصی
 
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
 
آرشیو

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386
هشدار به دختران و زنان فراری

دختران عزیز و جیگر فراری به جای رفتن در آغوش طرح امنیت اجتماعی میتونن بیان پیش خودم لا اقل من در حالت لختی مثل سردار زارعی مجبورشون نمیکنم که نماز بخونن.

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

تبلیغات:

فاحشه خانه سردار زارعی و برو بکس آماده خدمت گزاری به صورت شبانه روزی و با امکانات انجام فرائز دینی و اعتقادی ما شیعیان جهان. 

..................................................................

سکس دسته جمعی دولا پهنا در محل بدون درد وخون ریزی

 

 


 
چهارشنبه 5 دی ماه سال 1386
کن کور دکترا یا دکترا در کنکور

از پله های مترو که بالا میای سمت راست نوشته خ-آزادی یادگارامام میای بالا سوار خطی های آزادی میشی جلو دانشگاه پیاده میشی یه دویستی میدی به راننده و پیاده میشی.

سوالها ۶۰ تاس و فقط کافیه که ۱۲ تاش رو جواب بدی تا مرحله اول ok شه

میگن نفر اول ریاضی پارسال تو مصاحبه ردش کردن.

سالی ۳ نفر هم انصراف میدن.

هر روز باید بری دانشگاه و خودتو به استاد نشون بدی.

بفهمن کار میکنی اخراجی.

۲۵ سالته و هنوز جیبت خالیه و سربازی هم نرفتی.

در آمد بابات ماهی ۳۰۰ تومنه.

پس باید خودت در آری خودت بخوری.

دم در چند تا از رفقای قدیم رو میبینی که با فوق قبول شدن به عنوان جایزه براشون زن گرفتن خونه دادن ۳ سال هم هست که باباشون خرجی میده کل یوم تو این سه سال۴۰۰ ساعت رفتن سر کار-- خوب احمق دکترا مال اوناست دیگه.

سر جلسه میشینی- سوال ها سخت نیست. ۲۰ تاش رو راحت میشه جواب داد.

۵ تا شو جواب میدی هنوز ۸۰٪ وقت امتحان مونده

گور بابای جا...شون. من ریدم به  کرل و دیورژانس اون پدر دی..تون . ... لاپلاس و فوریه تو.....


 
پنجشنبه 8 آذر ماه سال 1386
غباری در بیابانی

 

بعد ازاین همه وقت که از شعرای رهی معیری بدم میومد یه شعر در وصف حال خودم وخیلی ها از رهی پیدا کردم

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
 نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارم خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
بدیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و حیران چون نگاهی بر نظر گاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
باقبال شرر تازم که دارد عمر کوتاهی


 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 1588


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها